رهبرا
تپش های مهربانانه ی قلبت امانم را بریده است، فریادهای رعد آسای علی گونه ات لرزه بر خیبر افکنده است و عبود ها در برابرت به زانوی ذلت فتاده اند
من یک بسیجی ام ؛
دلسوخته و درد آشنا ،گوش به فرمان عشق،تاج ولایتی که سرچشمه از ولای حق گرفته است

با تشکر از آقای دائی