قصه ماندن

دیدی که چگونه آن سرو قامتان از پای در آمدند ؛ دیدی که چگونه بی بال پر شدند ، آنان رفتند تا ما بمانیم پس بیایید ماندن خود را
 با بهتر زیستن و ادامه راه آنان بیاراییم.

منتظران

 

ای یادگار مانده به جای از بیت رسول خدا آیا نشده وقت آمدنت ؟آیا نشده وقت منت نهادنت به سر ما ضعیفان؟
ما همواره چشم انتظار عدل و عدالتیم.


 

معنی ایثار

فداکاری و ایثار واژه های هستند بس بزرگ که ما از درک معنی واقعی آنها در مانده ایم و ما تنها آنها را از معنی لغوی و زبانی می دانیم و ادا می کنیم ؛ در صورتی که ایثار از نظر بعد معنوی یک دنیا معنی و مفهوم است، ما در جنگ هشت ساله ایران و عراق نه(ایران و جهان) این واقعیت را به وضوح دیدیم و هنوز هم نمونه های بارز از این

ایثارگری ها که همان جانبازان هستند را می بینیم ،

چه چیز بالاتر از این را می توان در حیطه کلمه ایثار قرار داد که برای همیشه بدون پا ، دست ، چشم و اعضای اصلی بدن به سر بردن برای همیشه نتوانستن فرزند خود را دیدن یا دست نوازش بر سر او کشیدن برای همیشه آرامش از زندگی رخت بستن اینها چیز کمی نیست.و حال ما چه کردیم که چنین ایثار را معنی می کنیم آیا این واژه را درک کرده ایم یا نه آیا مفهوم واقعی آن را فهمیده ایم یا نه و این را با دنیای از گلایه می نویسم که ما این همه ایثار و فداکاری را فراموش کرده ایم ما چشمان منتظر مادر شهید را فراموش کرده ایم ، ما حال پدر سه شهید را فراموش کرده ایم وگرنه این چنین این ارزشهای والا را زیر پا نمی گذاشتیم و از ایثار و فداکاری چنین فاصله نمی گرفتیم.