جنگ تمام عیار
جنگی تمام عیار/چیستی ناتوی فرهنگی و اهداف دشمنان
باندهای بینالمللی زر و زور که برای تسلط بر منافع ملتها، سازمان نظامی ناتو را تشکیل داده بودند اکنون برای نابودی هویت ملی جوامع بشری و تحقق بیشتر اهدافشان در پی تشکیل ناتوی فرهنگی هستند تا با استفاده از امکانات زنجیرهای متنوع و بسیار گسترده رسانهای سررشته تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها و ملتها را به دست بگیرند که باید هوشیارانه، این مسأله را زیر نظر داشت.»
جملات فوق شاید مهمترین بخش سخنان مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان و دانشگاهیان سمنانی در سفر اخیرشان به این استان باشد.
یک سوال مهم
بهراستی چرا مقام معظم رهبری در این برهه زمانی چنین مسألهای را مطرح کردند؟ این بحث وقتی جالبتر میشود که بدانیم ایشان سالهای سال پس از طرح مباحثی چون تهاجم فرهنگی» و شبیخون فرهنگی» اینبار با به کار بردن اصطلاح ناتوی فرهنگی در ادبیات سیاسی و فرهنگی کشور، اذهان را متوجه این مسأله کردند.
ناتو چه سازمانی است؟!
پیش از بحث درباره این موضوع، ضروری است درباره خود سازمان ناتو یا همان سازمان پیمان آتلانتیک شمالی توضیحات مختصری ارایه شود.
در سال 1949 میلادی یعنی دقیقا چهار سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، کشورهای پیروز جنگ یعنی ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپایی غربی همچون انگلیس و فرانسه در پاسخ به سیاستهای نظامی شوروی و با هدف مقابله با این قدرت نوظهور عرصه جهانی، طرح پیمان دفاعی دائم با نام ناتو» را پیریزی کردند که نام اختصاری سازمان پیمان آتلانتیک شمالی است.
رویکرد اصلی ناتو از آغاز فعالیتش، نظامی بوده و شاید به همین دلیل است که میبینیم این سازمان در سال 1950 میلادی یعنی یکسال پس از آغاز فعالیت خود با اشغال کرهجنوبی، دامنه نفوذش را تا جنوب شرق آسیا گسترش داد. بعدها با عضویت دوکشور یونان و ترکیه، حوزه مهم دریای مدیترانه نیز به قلمرو جغرافیایی ناتو اضافه شد و عملا بخش عظیمی از کره خاکی تحت سیطره و یا نفوذ این سازمان قرار گرفت.
تغییر تاکتیک غرب
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و به تبع آن اتمام جنگ سرد میان بلوک شرق و غرب، کشورهای غربی ضمن بهرهمندی از شش دهه تجربه نظامیگری خود در سرتاسر جهان، تا حدود زیادی تاکتیک خود را برای رسیدن به اهداف استراتژیکشان تغییر دادند. آنها به خوبی میدانستند که پس از نابودی شوروی کمونیسم، این قدرت اسلام است که در برابر خواست آنها میایستد، بهویژه آنکه با پیروزی انقلاب اسلامی ایران این قدرت ظهور بیشتری کرده بود. غربیها ضمن باور این حقیقت به دنبال راه مقابله با موج اسلامگرایی در منطقه خاورمیانه و جهان اسلام بودند.
یک جنگ تمام عیار
کشورهای غربی بهویژه آمریکا که پس از فروپاشی شوروی، خود را ابرقدرت مطلق دنیا میدانستند، در برابر جهان اسلام و بهخصوص انقلاب اسلامی ایران سیاست خود را نه صرفا در محاصره نظامی و تسلیحاتی بلکه در طرحریزی یک جنگ تمام عیار فرهنگی قرار دادند؛ مسألهای که مقام معظم رهبری از آن به تهاجم فرهنگی تعبیر کردند. البته غربیها در این جنگ نابرابر، امکانات بسیاری هم در اختیار داشته و دارند؛ چندین خبرگزاری بینالمللی، شبکههای گسترده خبری همچون بیبیسی، سیانان، تأسیسات ماهوارهای، شبکههای مختلف اینترنتی، روزنامهها و بودجههای عظیم رسانهای و تبلیغاتی تنها بخشی از این قدرت سختافزاری محسوب میشود.
ناتوی فرهنگی
میتوان گفت ناتوی فرهنگی، سلسله اقدامات نرمافزاری به کمک سختافزارهایی چون رسانههاست برای در دست گرفتن فرهنگ غالب جهانی و تلاش برای جلوگیری از ورود فرهنگهای اصیل و قدرتمندی چون فرهنگ ناب اسلامی به عرصههای بینالمللی؛ یعنی جهان غرب کوشیده است با تکیه بر قدرت نظامی خود (سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) بهسلطه و سیطره فرهنگی نیز دست یابد تا اولا جلوی فرهنگهای اصیل (و در زمانه ما فقط فرهنگ اسلامی) را بگیرد و ثانیا فرهنگ غرب را به عنوان فرهنگ غالب جهانی مطرح کند.
بیشک، تاکتیک اولیه جهان غرب برای مقابله با جهان اسلام در ابعاد فرهنگی و فکری در ابتدا موقوف به تهاجم و به تعبیر مقام معظم رهبری طرحریزی شبیخون فرهنگی و استفاده از غفلت مسلمانان بود اما بهتدریج و پس از آنکه قدرت اسلام خود را بیش از پیش به رخ قدرتهای غرب و شرق کشید، بحث ایجاد ناتوی فرهنگی مطرح شد. البته ناگفته پیداست که ناتوی فرهنگی مثل ناتوی نظامی امری کاملا ملموس و مشهود نیست بلکه بهیکسری اقدامات و سیاستهای غربی و بهویژه آمریکایی اطلاق میشود که هدف آن در یک کلام مقابله با موج بیداری اسلامی و در کانون آن جمهوری اسلامی ایران است.
محدوده ناتوی فرهنگی
در پیمان نظامی ناتو، بلوک غرب در برابر بلوک شرق صفآرایی کرده بود که البته با فروپاشی بلوک شرق عملاً مرزهای جغرافیایی این پیمان بههمریخت و محدودة ناتو گسترش یافت اما بهنظر میرسد ناتوی فرهنگی محدوده جغرافیایی خاصی ندارد هر چند باید گفت مهمترین اهداف آن خاورمیانه و جهان اسلام است.
تسلیحات و ابزار ناتوی فرهنگی
در ناتوی نظامی ما با تسلیحات و ابزار نظامی همچون هواپیما، تانک، بمب و موشک و گلوله سروکار داریم که از آن به سختافزار» تعبیر میشود حال آنکه در بحث ناتوی فرهنگی که یک جنگ نرم است، دشمن از نرمافزارهایی چون صدها رادیو، دهها ماهواره و کانال تلویزیونی و هزاران نشریه و کتاب و فیلم و موسیقی و... استفاده میکند.
چندی پیش در مقالهای آمده بود سالیانه بیش از دویستبازی رایانهای برای کودکان و نوجوانان ساخته میشود که از طریق آن تعالیم اسلام و انقلاب اسلامی ایران به تمسخر گرفته میشود. جالب آنکه گردش سالیانه مالی این نوع بازیهای رایانهای حدود چهارصدمیلیارد دلار است که از این طریق غربیها هم پول کلانی به جیب میزنند و هم بهاهداف خود میرسند.
مهمترین اهداف دشمن
بهطور خلاصه میتوان گفت: اهداف کشورهای غربی از طرح تشکیل ناتوی فرهنگی عبارتند از:
1. نابودی هویت ملی ملتهای آزادیخواه جهان بهویژه کشورهای اسلامی و تضعیف روحیه استقلالطلبی آنها؛
2. تقویت بیش از پیش صهیونیسم جهانی در سایه تضعیف قدرت مسلمانان و بهویژه جمهوری اسلامی ایران؛
3. ایجاد مذاهب ساختگی چون بهائیت در کشورهای اسلامی به منظور تفرقهافکنی میان امتهای اسلامی؛
4. انحراف فکری و اخلاقی جوانان از طریق واردات قرصهای اکس، مشروبات الکلی، سیدیهای مستهجن و...؛
5. قدرتیافتن روزافزون نظام سرمایهداری غرب با استفاده از ابزارهای تحقیرآمیز علیه مسلمانان جهان؛
البته به موارد فوق میتوان نکات و اهداف دیگری را هم افزود که به دلیل طولانیشدن کلام از ذکر آنها پرهیز میشود.
نگاه موشکافانه رهبری
مقام معظم رهبری در تاریخ هشتم مردادماه سال 72 فرمودند: این مسأله تهاجم فرهنگی که بنده بارها از آن اسم میآروم و حقیقتا و قلبا و روحا نسبت به آن حساس هستم، دو شاخه اساسی و مهم دارد که هر دویش برای شما قابل توجه است. یکی عبارت است از جایگزین کردن فرهنگ بیگانه به جای فرهنگ بومی که این ادامه همان کاری است که در دوران پهلوی به صورت آزاد و نرخ شاهعباسی انجام میگرفته و در دوران اسلامی قطع شد...
شاخه دوم عبارتاست از حمله به جمهوری اسلامی و به ارزشهای جمهوری اسلامی و ارزشهای ملت ایران از طریق فرهنگی، با نوشتن، با تهیه فیلمها یا نمایشنامهها یا تنظیم کتابها یا فصلنامهها، این کار هم الان در کشور ما با هدایت بیگانه دارد انجام میگیرد.» ایشان البته راهکار این تهاجم گسترده را هم ارایه میدهند: باید جبهه فرهنگی به وجود بیاید، سنگرهای فرهنگی باید به وجود بیاید. همه باید کار کنند و امروز روز کار است، امروز روزی است که همه آنهایی که دارای استعدادند، میتوانند در زمینه فرهنگی کار کنند. کار نکرده هم زیاد است که باید انجام گیرد.»
چه باید کرد
اکنون که دشمن با تمام قوا در جبهه فرهنگی به میدان آمده، تنها هوشیاری، بیداری و خودباوری ما بهترین پادزهر تهدیدات اوست، و بیتفاوتی، خودباختگی و ضعف در برابر هیمنه دشمن بالاترین خطری است که ما را تهدید میکند. امروز باید به فکر استقامت هوشمندانه بود وگرنه فردا ممکن است بخش دیگری از پیکر جهان اسلام به وضعیت اندلس (اسپانیا) دچار شود.
باندهای بینالمللی زر و زور که برای تسلط بر منافع ملتها، سازمان نظامی ناتو را تشکیل داده بودند اکنون برای نابودی هویت ملی جوامع بشری و تحقق بیشتر اهدافشان در پی تشکیل ناتوی فرهنگی هستند تا با استفاده از امکانات زنجیرهای متنوع و بسیار گسترده رسانهای سررشته تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها و ملتها را به دست بگیرند که باید هوشیارانه، این مسأله را زیر نظر داشت.»
جملات فوق شاید مهمترین بخش سخنان مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان و دانشگاهیان سمنانی در سفر اخیرشان به این استان باشد.
یک سوال مهم
بهراستی چرا مقام معظم رهبری در این برهه زمانی چنین مسألهای را مطرح کردند؟ این بحث وقتی جالبتر میشود که بدانیم ایشان سالهای سال پس از طرح مباحثی چون تهاجم فرهنگی» و شبیخون فرهنگی» اینبار با به کار بردن اصطلاح ناتوی فرهنگی در ادبیات سیاسی و فرهنگی کشور، اذهان را متوجه این مسأله کردند.
ناتو چه سازمانی است؟!
پیش از بحث درباره این موضوع، ضروری است درباره خود سازمان ناتو یا همان سازمان پیمان آتلانتیک شمالی توضیحات مختصری ارایه شود.
در سال 1949 میلادی یعنی دقیقا چهار سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، کشورهای پیروز جنگ یعنی ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپایی غربی همچون انگلیس و فرانسه در پاسخ به سیاستهای نظامی شوروی و با هدف مقابله با این قدرت نوظهور عرصه جهانی، طرح پیمان دفاعی دائم با نام ناتو» را پیریزی کردند که نام اختصاری سازمان پیمان آتلانتیک شمالی است.
رویکرد اصلی ناتو از آغاز فعالیتش، نظامی بوده و شاید به همین دلیل است که میبینیم این سازمان در سال 1950 میلادی یعنی یکسال پس از آغاز فعالیت خود با اشغال کرهجنوبی، دامنه نفوذش را تا جنوب شرق آسیا گسترش داد. بعدها با عضویت دوکشور یونان و ترکیه، حوزه مهم دریای مدیترانه نیز به قلمرو جغرافیایی ناتو اضافه شد و عملا بخش عظیمی از کره خاکی تحت سیطره و یا نفوذ این سازمان قرار گرفت.
تغییر تاکتیک غرب
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و به تبع آن اتمام جنگ سرد میان بلوک شرق و غرب، کشورهای غربی ضمن بهرهمندی از شش دهه تجربه نظامیگری خود در سرتاسر جهان، تا حدود زیادی تاکتیک خود را برای رسیدن به اهداف استراتژیکشان تغییر دادند. آنها به خوبی میدانستند که پس از نابودی شوروی کمونیسم، این قدرت اسلام است که در برابر خواست آنها میایستد، بهویژه آنکه با پیروزی انقلاب اسلامی ایران این قدرت ظهور بیشتری کرده بود. غربیها ضمن باور این حقیقت به دنبال راه مقابله با موج اسلامگرایی در منطقه خاورمیانه و جهان اسلام بودند.
یک جنگ تمام عیار
کشورهای غربی بهویژه آمریکا که پس از فروپاشی شوروی، خود را ابرقدرت مطلق دنیا میدانستند، در برابر جهان اسلام و بهخصوص انقلاب اسلامی ایران سیاست خود را نه صرفا در محاصره نظامی و تسلیحاتی بلکه در طرحریزی یک جنگ تمام عیار فرهنگی قرار دادند؛ مسألهای که مقام معظم رهبری از آن به تهاجم فرهنگی تعبیر کردند. البته غربیها در این جنگ نابرابر، امکانات بسیاری هم در اختیار داشته و دارند؛ چندین خبرگزاری بینالمللی، شبکههای گسترده خبری همچون بیبیسی، سیانان، تأسیسات ماهوارهای، شبکههای مختلف اینترنتی، روزنامهها و بودجههای عظیم رسانهای و تبلیغاتی تنها بخشی از این قدرت سختافزاری محسوب میشود.
ناتوی فرهنگی
میتوان گفت ناتوی فرهنگی، سلسله اقدامات نرمافزاری به کمک سختافزارهایی چون رسانههاست برای در دست گرفتن فرهنگ غالب جهانی و تلاش برای جلوگیری از ورود فرهنگهای اصیل و قدرتمندی چون فرهنگ ناب اسلامی به عرصههای بینالمللی؛ یعنی جهان غرب کوشیده است با تکیه بر قدرت نظامی خود (سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) بهسلطه و سیطره فرهنگی نیز دست یابد تا اولا جلوی فرهنگهای اصیل (و در زمانه ما فقط فرهنگ اسلامی) را بگیرد و ثانیا فرهنگ غرب را به عنوان فرهنگ غالب جهانی مطرح کند.
بیشک، تاکتیک اولیه جهان غرب برای مقابله با جهان اسلام در ابعاد فرهنگی و فکری در ابتدا موقوف به تهاجم و به تعبیر مقام معظم رهبری طرحریزی شبیخون فرهنگی و استفاده از غفلت مسلمانان بود اما بهتدریج و پس از آنکه قدرت اسلام خود را بیش از پیش به رخ قدرتهای غرب و شرق کشید، بحث ایجاد ناتوی فرهنگی مطرح شد. البته ناگفته پیداست که ناتوی فرهنگی مثل ناتوی نظامی امری کاملا ملموس و مشهود نیست بلکه بهیکسری اقدامات و سیاستهای غربی و بهویژه آمریکایی اطلاق میشود که هدف آن در یک کلام مقابله با موج بیداری اسلامی و در کانون آن جمهوری اسلامی ایران است.
محدوده ناتوی فرهنگی
در پیمان نظامی ناتو، بلوک غرب در برابر بلوک شرق صفآرایی کرده بود که البته با فروپاشی بلوک شرق عملاً مرزهای جغرافیایی این پیمان بههمریخت و محدودة ناتو گسترش یافت اما بهنظر میرسد ناتوی فرهنگی محدوده جغرافیایی خاصی ندارد هر چند باید گفت مهمترین اهداف آن خاورمیانه و جهان اسلام است.
تسلیحات و ابزار ناتوی فرهنگی
در ناتوی نظامی ما با تسلیحات و ابزار نظامی همچون هواپیما، تانک، بمب و موشک و گلوله سروکار داریم که از آن به سختافزار» تعبیر میشود حال آنکه در بحث ناتوی فرهنگی که یک جنگ نرم است، دشمن از نرمافزارهایی چون صدها رادیو، دهها ماهواره و کانال تلویزیونی و هزاران نشریه و کتاب و فیلم و موسیقی و... استفاده میکند.
چندی پیش در مقالهای آمده بود سالیانه بیش از دویستبازی رایانهای برای کودکان و نوجوانان ساخته میشود که از طریق آن تعالیم اسلام و انقلاب اسلامی ایران به تمسخر گرفته میشود. جالب آنکه گردش سالیانه مالی این نوع بازیهای رایانهای حدود چهارصدمیلیارد دلار است که از این طریق غربیها هم پول کلانی به جیب میزنند و هم بهاهداف خود میرسند.
مهمترین اهداف دشمن
بهطور خلاصه میتوان گفت: اهداف کشورهای غربی از طرح تشکیل ناتوی فرهنگی عبارتند از:
1. نابودی هویت ملی ملتهای آزادیخواه جهان بهویژه کشورهای اسلامی و تضعیف روحیه استقلالطلبی آنها؛
2. تقویت بیش از پیش صهیونیسم جهانی در سایه تضعیف قدرت مسلمانان و بهویژه جمهوری اسلامی ایران؛
3. ایجاد مذاهب ساختگی چون بهائیت در کشورهای اسلامی به منظور تفرقهافکنی میان امتهای اسلامی؛
4. انحراف فکری و اخلاقی جوانان از طریق واردات قرصهای اکس، مشروبات الکلی، سیدیهای مستهجن و...؛
5. قدرتیافتن روزافزون نظام سرمایهداری غرب با استفاده از ابزارهای تحقیرآمیز علیه مسلمانان جهان؛
البته به موارد فوق میتوان نکات و اهداف دیگری را هم افزود که به دلیل طولانیشدن کلام از ذکر آنها پرهیز میشود.
نگاه موشکافانه رهبری
مقام معظم رهبری در تاریخ هشتم مردادماه سال 72 فرمودند: این مسأله تهاجم فرهنگی که بنده بارها از آن اسم میآروم و حقیقتا و قلبا و روحا نسبت به آن حساس هستم، دو شاخه اساسی و مهم دارد که هر دویش برای شما قابل توجه است. یکی عبارت است از جایگزین کردن فرهنگ بیگانه به جای فرهنگ بومی که این ادامه همان کاری است که در دوران پهلوی به صورت آزاد و نرخ شاهعباسی انجام میگرفته و در دوران اسلامی قطع شد...
شاخه دوم عبارتاست از حمله به جمهوری اسلامی و به ارزشهای جمهوری اسلامی و ارزشهای ملت ایران از طریق فرهنگی، با نوشتن، با تهیه فیلمها یا نمایشنامهها یا تنظیم کتابها یا فصلنامهها، این کار هم الان در کشور ما با هدایت بیگانه دارد انجام میگیرد.» ایشان البته راهکار این تهاجم گسترده را هم ارایه میدهند: باید جبهه فرهنگی به وجود بیاید، سنگرهای فرهنگی باید به وجود بیاید. همه باید کار کنند و امروز روز کار است، امروز روزی است که همه آنهایی که دارای استعدادند، میتوانند در زمینه فرهنگی کار کنند. کار نکرده هم زیاد است که باید انجام گیرد.»
چه باید کرد
اکنون که دشمن با تمام قوا در جبهه فرهنگی به میدان آمده، تنها هوشیاری، بیداری و خودباوری ما بهترین پادزهر تهدیدات اوست، و بیتفاوتی، خودباختگی و ضعف در برابر هیمنه دشمن بالاترین خطری است که ما را تهدید میکند. امروز باید به فکر استقامت هوشمندانه بود وگرنه فردا ممکن است بخش دیگری از پیکر جهان اسلام به وضعیت اندلس (اسپانیا) دچار شود.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۱۷ ساعت 5:54 توسط منتظر ظهور
|